<*براي يافتن مرواريد درياها را جستجو مکن ،شايد در گريبان خودت باشد*>
  بازديد امروز: 3  بازديد ديروز: 4   کل بازديدها: 1479
 
الهه عشق
 
+ بهشت
نويسنده: فرزانه(سه‏شنبه 24/2/1387 ساعت 2:43 عصر)

 


بهشت
 


مرد ثروتمندي که در حال مرگ بود از خدا خواست تا گنجينه‌اش را با خود به آن جهان بياورد و چون مرد        ثروتش را از راه حلال به دست آورده بود و به مستمندان نيز کمک مي کرد ، خداوند در خواست او را قبول کرد.


بنابر اين مرد به خدمتکارانش دستور داد تا چمداني را پر از طلا کنند و داخل تابوتش بگذارند.


ساعاتي بعد مرد از دنيا رفت  و در آن دنيا همراه چمدان  به دروازه ي بهشت رسيد.  


فرشته اي که نگهبان دروازه بهشت بود به او گفت: " ورود با چمدان ممنوع است "


مرد گفت که با اجازه ي خداوند آنرا با خود آورده است.


فرشته قبول کرد و پرسيد: داخل‌اش چه آورده‌اي؟


مرد چمدان را باز کرد. فرشته با حيرت گفت: " سنگ فرش خيابان ؟ "


دروازه هاي بهشت گشوده شد.


شهري بود با ديوارهايي از زمرد، خانه هايي از نقره، درختاني که مرواريد از آنها آويزان بود
و سنگ فرش خيابان ها همه از طلاي ناب!


 



انتقاد کنيد، پيشنهاد بديد ( )


ليست کل يادداشت ها
[17/5/1387- 2:40 ص] باز آمدم
[24/3/1387- 12:14 ع] فرشته
[12/3/1387- 4:1 ع] صندوقچه
[آرشيو شده ها]

|  RSS  |
| Home |
| ID |
| Email |


|| نوشته هاي پيشين ||
روشهاي عاشقانه
شيوه ي جلب دوستي پايدار
مشاجره
سال هاي ازدواج
عظمت عشق
باز هم عشق
مادر
خوشبختي
بهشت
چگونه جذاب باشيد
خيانت
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن
|| منو بشناس ||
الهه عشق
فرزانه[15]
الهه عشق همواره با توست...

|| لوگوي وبلاگ من ||
الهه عشق

|| دوستان ||
وحيده
بر سر راهت دامي از عشق پهن کردم
ناگفته هاي عشق
سالهاي بلند من بي تو
تنهايي
SIMORGH
کيمياي عشق
(._.)عشق(._.)
راستي تاحالا عاشق شدي؟
اي خدا دلگيرم ازت
دخترونه
سپاهان _ پوريا
customize
دنياي قلم
بچه دومي ها