<*براي يافتن مرواريد درياها را جستجو مکن ،شايد در گريبان خودت باشد*>
  بازديد امروز: 1  بازديد ديروز: 3   کل بازديدها: 1480
 
الهه عشق
 
+ خوشبختي
نويسنده: فرزانه(سه‏شنبه 17/2/1387 ساعت 12:3 عصر)

 


خوشبختي 


در روزگاران قديم، پادشاهي زندگي مي کرد که در سرزمين خود همه چيز داشت: جاه و مقام، مال و ثروت


تاج و تخت، همسر، فرزندان و...


تنها چيزي که نداشت خوشبختي بود و با اين که پادشاه  کشور بزرگي بود به هيچ وجه احساس خوشبختي نمي کرد.


شاه يکي از روزها  تصميم گرفت ماموران خود را به  گوشه کنار پايتخت بفرستد تا آدم خوشبختي را بيابند


و با پرداخت پول پيراهنش را براي پادشاه بياورند تا آن را بپوشد و احساس خوشبختي کند.


فرستادگان  همه جا را جستجو کردند و به هر کسي  که رسيدند از او پرسيدند: ( آيا تو احساس خوشبختي


مي کني؟)  جواب آنها "نه" بود.


نزديک غروب  وقتي  مآموران به کاخ بر مي گشتند  پيرمرد هيزم ‌شکني را ديدند که غروب آفتاب را تماشا


مي کرد و لبخند مي زد.


ماموران جلو رفتند و گفتند: تو که لبخند ميزني، آيا آدم خوشبختي هستي؟


پيرمرد با هيجان گفت: البته که من خوشبخت هستم.


فرستادگان به او گفتند: پس با ما بيا تا تو را به کاخ ببريم.


پيرمرد بلند شد و همراه آنها به راه افتاد وقتي  به کاخ رسيدند، بيرون در منتظر ماند تا اجازه ورود بدهند


ماموران داخل رفتند و ماجرا را براي شاه بازگو کردند.


پادشاه از اين‌ که بالاخره آدم خوشبختي پيدا شده تا او بتواند پيراهنش را بپوشد بسيار خوشحال شد.


رو به ماموران کرد و گفت: چرا معطل هستيد؟ زود برويد و پيراهن را بياوريد تا بر تن کنم.


ماموران کمي سکوت کردند و بعد گفتند : قربان،  آخر اين پيرمرد هيزم شکن آن‌قدر فقير است که پيراهني


بر تن ندارد!




انتقاد کنيد، پيشنهاد بديد ( )


ليست کل يادداشت ها
[17/5/1387- 2:40 ص] باز آمدم
[24/3/1387- 12:14 ع] فرشته
[12/3/1387- 4:1 ع] صندوقچه
[آرشيو شده ها]

|  RSS  |
| Home |
| ID |
| Email |


|| نوشته هاي پيشين ||
روشهاي عاشقانه
شيوه ي جلب دوستي پايدار
مشاجره
سال هاي ازدواج
عظمت عشق
باز هم عشق
مادر
خوشبختي
بهشت
چگونه جذاب باشيد
خيانت
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن
|| منو بشناس ||
الهه عشق
فرزانه[15]
الهه عشق همواره با توست...

|| لوگوي وبلاگ من ||
الهه عشق

|| دوستان ||
وحيده
بر سر راهت دامي از عشق پهن کردم
ناگفته هاي عشق
سالهاي بلند من بي تو
تنهايي
SIMORGH
کيمياي عشق
(._.)عشق(._.)
راستي تاحالا عاشق شدي؟
اي خدا دلگيرم ازت
دخترونه
سپاهان _ پوريا
customize
دنياي قلم
بچه دومي ها