<*براي يافتن مرواريد درياها را جستجو مکن ،شايد در گريبان خودت باشد*>
  بازديد امروز: 1  بازديد ديروز: 3   کل بازديدها: 1480
 
الهه عشق
 
+ صندوقچه
نويسنده: فرزانه(يکشنبه 12/3/1387 ساعت 4:1 عصر)



چه جوري تو خارج از کشور بفهميم يه نفر ايرونيه

يه جورايي (طنز)




1-فرض کنيد داريد با خيال راحت و از سر خوشي توي خيابون هاي برلين قدم ميزنيد. سر راهتون به يه تقاطع مي رسيد و صبر مي کنيد تا چراغ براي شما سبز بشه. موقعي که چراغ سبز ميشه و داريد از تقاطع رد ميشيد يه ماشين با سرعت مياد و در حاليکه چراغ براي اون قرمزه و نزديکه که با شما تصادف کنه تقاطع رو رد ميکنه....اينجاست که مي تونيد با خيال راحت به راننده خلافکار با زبان شيرين فارسي فحش بديد!


چون مطمئن باشيد اون يه ايرنيه و زبون شما رو ميفهمه!

2-رفتيد فرودگاه و سوار هواپيما شديد و ميخوايد بريد لندن. وقتي هواپيما در فرودگاه لندن نشست يه سري به مفازه فروش مجله هاي س-ک-س-ي(همون غير اخلاقي) داخل فرودگاه بزنيد. چي ميبينيد؟
عکس هاي مستهجن؟ فيلم هاي بد بد؟ خانم هاي چيز؟!؟!
نه از اين چيزا نمي بينيد...يعني ممکنه از اين چيزا ببينيد ولي اون چيزي که توجهتون رو جلب ميکنه اينه که: مسافراي ايروني که تا 2 دقيقه پيش توي هواپيماي شما داشتن از شدت کلاس گذاشتن خفه مي شدن مثل آفت زده ها ! افتادن روي مجله ها و دارن به صورتي کاملاً حريص عکس هاي اون رو ديد ميزنن!

3-رفتيد يکي از شهر هاي ترکيه(منظور همون آنتالياست!!) ميريد تا در کنار سواحل دريا يه قدمي بزنيد! يهو ميبينيد يه خانمي با مانتو شالاپ(منظور از شالاپ صداي برخورد توده ي عظيم چربي با آب در يا ست) مي پره تو آب! بعد که نگاه مي کنيد مي بينيد يه آقاهه هم اونجا کنار دريا ايستاده هي داره ملت رو ديد ميزنه! يه دفعه چشمش ميفته به شما ... در اين لحظه که شما داريد به اون خانومه نگاه ميکنيد اگر اون آقاهه بياد جولو و به شما به زبان ايروني بگه ""هي مرتيکه مگه خودت ناموس نداري؟ چرا به زن من نگاه مي کني؟!؟!"" اصلاً تعجب نکنيد!*

*خدايش ما ايراني ها خيلي باحاليم. کلي زن خوشگل و سرخ و سفيد و ....! کنار درياست ولي ما بازم فکر مي کنيم همه دارن زنمون رو ديد ميزنن!



4- داريد يه مسافرت رويايي رو در يکي از شهر هاي هلند مي گذرونيد(فرض مي کنيم آمستردام).واسه شام ميريد به بهترين رستوران! شامتون رو با لذت تمام ميل ميکنيد. نگاهتون ميفته به ميز بغليتون ميبينيد يه خانم و آقاي کلي شيک و با کلاس تازه اومدن و مي خوان غذا سفارش بدن.وقتي غذاشون رو سفارش دادن ميبينيد که آقاهه لب به غذا نمي زنه! يه کم ميگذره و مي بينيد آقاهه به گارسون ميگه بياد.وقتي اون آقاهه داره با پيشخدمت رستوران صحبت ميکنه اگه گوشتون رو تيز کنيد اين جملات رو ميشنويد:ببخشيد ميشه دو تا تيکه نون هم بيارين غذامونو باش بخوريم؟

5-داريد تو دبي واسه خودتون قدم مي زنيد و از زيبايي هاي خداوندي لذت مي بريد. ميرسيد به يه پاساژ.ميريد داخل.داريد (فرض مي کنيم شما با اين خصلت ايروني ها که هر جايي ميرن اول يه سري به مراکز خريدش ميزنن آشنا هستيد!) با خودتون صحبت مي کنيد:" عجب جاي شيکي . ببين چه پاساژي درست کردن عينهو قصر! وايسا ببينم يه جاي کار مي لنگه !پس اين پاساژ به اين شيکي و تميزي و اين همه مغازه چرا مشتري ايراني نداره؟! در حالي که از تعجب چشماتون گرد شده از در پشتي پاساژ خارج ميشيد . ميريد توي خيابوني که پر از فروشنده دوره گرده و بساطشون رو کنار خيابون پهن کردن.اوه عجب جمعيتي دورشو گرفته.با خودتون فکر ميکنيد : مگه چي ميفروشه که اينقدر اطرافش شلوغه؟!؟! کنجکاو ميشيد و ميريد جولوتر و يه دفعه يه صداي زنونه ميشنويد که ميگه: اصغر ازش بپرس اين جوراب شلواري ها رو چند ميده!!!!!!!!




انتقاد کنيد، پيشنهاد بديد ( )


ليست کل يادداشت ها
[17/5/1387- 2:40 ص] باز آمدم
[24/3/1387- 12:14 ع] فرشته
[12/3/1387- 4:1 ع] صندوقچه
[آرشيو شده ها]

|  RSS  |
| Home |
| ID |
| Email |


|| نوشته هاي پيشين ||
روشهاي عاشقانه
شيوه ي جلب دوستي پايدار
مشاجره
سال هاي ازدواج
عظمت عشق
باز هم عشق
مادر
خوشبختي
بهشت
چگونه جذاب باشيد
خيانت
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن
|| منو بشناس ||
الهه عشق
فرزانه[15]
الهه عشق همواره با توست...

|| لوگوي وبلاگ من ||
الهه عشق

|| دوستان ||
وحيده
بر سر راهت دامي از عشق پهن کردم
ناگفته هاي عشق
سالهاي بلند من بي تو
تنهايي
SIMORGH
کيمياي عشق
(._.)عشق(._.)
راستي تاحالا عاشق شدي؟
اي خدا دلگيرم ازت
دخترونه
سپاهان _ پوريا
customize
دنياي قلم
بچه دومي ها